|
+ نوشته شده در پنجشنبه 3 مرداد1387 8:12 بعد از ظهر توسط ع.س.ل |
شكسپير ميگه: خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد! + نوشته شده در پنجشنبه 3 مرداد1387 7:59 بعد از ظهر توسط ع.س.ل |
هر وقت دلتنگ شدي به ياد بيار كسي رو كه خيلي دوستت داره اميد شدي به ياد بيار كسي رو كه تنها اميدش تويي هر وقت نا وقتي پر از سكوت شدي به ياد بيار كسي رو كه به صدات محتاجه وقتي دلت خواست از غصه بشكني به ياد بيار كسي رو كه توي دلت يه كلبه ساخته + نوشته شده در دوشنبه 31 تیر1387 4:11 بعد از ظهر توسط ع.س.ل |
روزی اگر به سراغ من آمد به او بگو من خوب می شناختمش نامت چو آوازی همِشه بر لب او بود حتی زمان مرگ آن لحظه های پر ز درد و غم و غروب آن بیقرار عشق چشم انتظار + نوشته شده در شنبه 8 تیر1387 12:54 بعد از ظهر توسط ع.س.ل |
آه ای مردی که لبهای مرا آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟ . بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند + نوشته شده در شنبه 8 تیر1387 12:48 بعد از ظهر توسط ع.س.ل |
+ نوشته شده در شنبه 8 تیر1387 12:41 بعد از ظهر توسط ع.س.ل |
سلام خیلی وقته اپ نکردم میدانم و واقعا شرمنده ام امادم از اول شروع کنم مثل همیشه کمکم کنید + نوشته شده در چهارشنبه 5 تیر1387 5:20 بعد از ظهر توسط ع.س.ل |
+ نوشته شده در یکشنبه 15 اردیبهشت1387 11:7 قبل از ظهر توسط ع.س.ل |
ای قاصدک نه تو در کنار منی ، نه من کنار خودم . نه تو به دور من می گردی ، نه من به دور خود می گردم . ما دراین سفر بی منتها پشت لحظه های سکوت دائم خودمان را هاشور می زنیم + نوشته شده در یکشنبه 15 اردیبهشت1387 11:5 قبل از ظهر توسط ع.س.ل |
براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.
براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده .براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير. براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش اینم واسه تو که میگفتی اگه وبلاگ داشتم + نوشته شده در پنجشنبه 23 اسفند1386 6:29 بعد از ظهر توسط ع.س.ل |
به او بگوييد كه دوستش دارم كه قايق كوچك دل من درآن غرق شده به او كه مرا از اين زمين خاكي به سرزمين نور و شعر و ترانه برد به او كه چشمهايم را به دنيايي پر از زيبايي باز كرد به او بگوييد دوستش دارم به او كه صداي پايش را ميشنوم به او كه لحن كلامش را ميشناسم به او كه عمق نگاهش را ميفهمم به او كه گل هميشه بهار من است به او كه قشنگترين بهانه براي بودن من است بگوييد دوستش دارم . . . + نوشته شده در پنجشنبه 23 اسفند1386 6:26 بعد از ظهر توسط ع.س.ل |
با تو ام هی نگاه یادت نیست؟ ناز چشم سیاه یادت نیست؟ ماه بالای حوض میرقصید عکس زیبای ماه یادت نیست؟ با صدای(بنان) شراب زدیم شور دشتی سه گاه یادت نیست؟ بنگر از پنجره دوباره منم عاشقی سر به راه یادت نیست؟ بعد این روزهای دور و دراز عشق این اشتباه یادت نیست؟ ادمک برفی تو بودم من شال گردن کلاه یادت نیست؟ + نوشته شده در سه شنبه 14 اسفند1386 9:53 بعد از ظهر توسط ع.س.ل |
امشب تمام خویش را از غصه پر پر میکنم گلدان زرد یاد را با تو معطر میکنم تو رفته ای و رفتنت یک اتفاق ساده نیست ناچار این پرواز را این بار باور میکنم یک عهد بستم با خودم وقتی بیای پیش من به احترام رجعتت من نازکمتر میکنم یکشب اگر گفتی برو دیگر ز دستت خستهام انشب برای خلوتت یک فکر دیگر میکنم صحن نگاهت را بر روی اشتیاقم باز کن من هم ضریح عشق را غرق کبوتر میکنم شعریست باغ چشم تو غرق سکوت و ارزو یک روز من این شعر را تا اخر از بر میکنم گر چه شکستی عهد را مثل غرور ترد من اما چنان دیوانهام که با غمت سر میکنم زیبا خدا پشت و پناه چشمهای عاشقت با اشک و تکرار و دعا راه تو را تر میکنم + نوشته شده در سه شنبه 14 اسفند1386 9:52 بعد از ظهر توسط ع.س.ل |
تومثل بك معجزه ي حقيقي كه در غروب اخرين دقايق من آخرين اميد اين نگاهو بيا كه در نهايت صداقت + نوشته شده در چهارشنبه 1 اسفند1386 2:43 بعد از ظهر توسط ع.س.ل |
نمیخوام بیای... نمیخوام میون ِ تاریکی من... تو حروم بشی... نمیخوام مثل ِ یه شمع بسوزی برام... تا تموم بشی... عاشقم هنوز... میمیرم برات... نمیدونستی میمیرم بی تو... بدون چشات... رفتی از برم... آرزومه که میدونستی که من... میمیرم برات... + نوشته شده در پنجشنبه 25 بهمن1386 4:24 بعد از ظهر توسط ع.س.ل |
اگه میری از اینجا تک و تنها... تا یه شهر دور... برو که رفتن، بدون ِ ما میرسه... به یه دنیا نور... میمیرم برات... سفرت بخیر... برو گر شکستی ز من... میتونی دوباره بساز... از دلی شکسته... ناامید و خسته... تو باز غرور... میـــــــــــــــــــمیرم...
نمیخوام میون ِ تاریکی من... تو حروم بشی... نمیخوام مثل ِ یه شمع بسوزی برام... تا تموم بشی... عاشقم هنوز... میمیرم برات... نمیدونستی میمیرم بی تو... بدون چشات... رفتی از برم... آرزومه که میدونستی که من... میمیرم برات...
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 بهمن1386 4:23 بعد از ظهر توسط ع.س.ل |
: میمیرم برات... نمیدونستی میمیرم بی تو... بدون چشات... رفتی از برم... آرزومه که میدونستی که من... میمیرم برات... میـــــــــــــــــــمیرم... عاشقم هنوز... برو راهی نیست تا فرداها... از آب و گلم... گل ِ خوشگلم... سفرت بخیر...
برو که رفتن، بدون ِ ما میرسه... به یه دنیا نور... میمیرم برات... سفرت بخیر... برو گر شکستی ز من... میتونی دوباره بساز... از دلی شکسته... ناامید و خسته... تو باز غرور... میـــــــــــــــــــمیرم... نمیخوام بیای... نمیخوام میون ِ تاریکی من... تو حروم بشی...
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 بهمن1386 4:22 بعد از ظهر توسط ع.س.ل |
+ نوشته شده در یکشنبه 21 بهمن1386 2:21 بعد از ظهر توسط ع.س.ل |
سلام امدم ۱ خواهش کنم سها اگه یادتون هست و اگه هم به یاد نمیارین براش دعا کنید
+ نوشته شده در سه شنبه 16 بهمن1386 1:11 بعد از ظهر توسط ع.س.ل |
+ نوشته شده در سه شنبه 16 بهمن1386 10:35 قبل از ظهر توسط ع.س.ل |
|